پنج شش سال پیش بود که تو یه راه پله خیلی تنگ و بلند و بی روزنه قرار گرفتم و فهمیدم تو جای تنگ بشدت حالت خفگی ان هم تا حد جنون و مرگ بهم دست می دهد. الان هم همان حس خفگی را دارم. مثل ان سال، مثل سالها قبل. مانده ام این چند صباح باقی مانده از عمر نه چندان طولانی ام ارزش این همه ترس و یاس و دلشوره را دارد؟
No comments:
Post a Comment